۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

شاهکار مجلسی ها برای جیب خودشان...!


در خبرها داشتیم با رای مجلس شورای اسلامی به یک استفساریه، از این پس با حداقل دو سال پست سیاسی، می توان 80 درصد حقوق مدیریتی را الی الابد دریافت کرد! یعنی...
حقوق مادام العمر برای مدیران سیاسی !
بر اساس این تصمیم که با اصرار اولیه حدود 120 نماینده و همراهی اکثریت مجلس اتخاذ شد کسانی که حداقل دو سال در پست های سیاسی باشند، در صورتی که از این پست ها برکنار شده یا کناره گیری کنند، در صورتی که به سمت پایین تر منصوب شوند و حقوقشان کمتر از 80 درصد قبل باشد، باید ما به التفاوت حقوق به گونه ای به آنها پرداخت شود که از 80 درصد فوق العاده پرداخت حقوق برخوردار شوند!
نمایندگان مجلس همچنین مقرر کردند که بازنشستگان این مناصب نیز از این دریافتی دائمی برخوردار باشند؛ البته این مصوبه شامل مدیران و مسئولان سیاسی دولت های قبل نمی شود و از این پس لازم الاجراست!


در این نوشتار وارد نقد ماهوی مصوبه اخیر - که قطعا جزو شاهکارهای (!) مجلس هشتم است - نمی شویم و فقط چند سوال کوچک از نمایندگان می پرسیم؛ هر چند که می دانیم نه جوابی خواهند داد و نه اصولا گوششان بدهکار حرف حق است! اما هیچ کدام از اینها باعث نمی شود صم و بکم، تنها نقش تماشاچی را داشته باشیم تا برخی آقایان و خانم های نماینده تصور کنند که ملت و رسانه هایشان نمی فهمند!
1- کدام یک از شما نماینده ها جرات دارد و اساسا رویتان می شود که به حوزه انتخابیه تان بروید و به مردم بگویید که چنین چیزی را تصویب کرده اید؟! مخصوصا که در ماههای منتهی به انتخابات هم هستیم و حضرات بیش از پیش به خدمت مردم شرفیاب خواهید شد! همین که نمی توانید این مصوبه را برای مردم تعریف کنید، برای اثبات ضد مردمی بودنش کافی است!
مگر شما مثلا وکیل مردم نیستید و نباید مطالبات آنها را پیگیری کنید؟! در کل این 75 میلیون ایرانی چند نفرشان این مطالبه را داشته اند که بروید و برای سیاستمداران حقوق مادام العمر تصویب کنید؟! مردم چقدر باید از دست شما اعصابشان خرد شود؟!
2- آیا جز این است که این مصوبه را برای فردای خودتان تصویب کرده اید؟!
بله؛ درست است که در مصوبه آورده اید مدیران سیاسی دولتی از این موهبت برخوردار می شوند، ولی مگر غیر از این است که اکثر شما نماینده ها بعد از دوران نمایندگی وارد مناصب مدیریتی دولتی می شوید؟! از معاون رئیس جمهور گرفته تا وزیر و معاون وزیر و استاندار می شوید و دو سال که در این سمت ها بودید،‌ تا دم مرگ از کیسه مردم، حق و حقوق (!) آن دو سالی را بر می دارید که در همان دو سال هم دستمزدش را گرفته اید! بی دلیل نیست که فقط 16 نفرتان به این موضوع رأی منفی داده اید!!
مصوبه نان و آب داری است! مبارکتان باشد، ولی بدانید چیزی هم به اسم حلال و حرام و قبر و قیامت وجود دارد و باید ریال به ریال این پول ها را به ده ها میلیون صاحب حق، چه در این دنیا و چه بر سر پل صراط جواب پس بدهید!! البته شما می توانید؛‌ کاری که ندارد فوقش یک استفساریه هم برای آنجا در نظر می گیرید! اما اگر یک بار به داستان احمد رضایی – پسر ارشد محسن رضایی – و کشته شدنش در دبی عنایت بفرمائید، شاید یک تکانی به آن وجودتان بخورد!!
3- اگر روز انتخابات،‌ شرکت مردم در پای صندوق های رای، آنطوری که باید نباشد،‌ یکی از دلایلش خود شماها هستید که با این کارهایتان مردم را از جایی که قرار بود " خانه ملت " باشد، ناامید می کنید.
مردم منت گذاشته و به شما اعتماد کرده و رای داده اند که بروید مجلس و مشکلاتشان را حل کنید ولی وقتی می بینند که این قبیل مصوبات شرم آور و ضد مردمی از مجلس بیرون می آید دیگر چه امیدی می توانند داشته باشند؟! بنابراین هر چه زودتر خطای خود را جبران کنید و این مصوبه ننگین را از دامن مجلس بزدایید...


و در پایان از شورای نگهبان انتظار می رود این آپارتاید را مردود اعلام کند؛ چه آنکه به دلیل تبعیض آمیز بودن و ماهیت ناعادلانه اش، هم با اسلام مخالف است و هم با قانون اساسی و هم خراشنده وجدان عمومی جامعه است!
برای جمهوری اسلامی که مسوولانش راست می روند و چپ می آیند خود را نوکر و خدمتگزار مردم (!) معرفی می کنند زشت است که مدیران سیاسی اش با دو سال صاحب منصبی، مادام العمر به بیت المال وصل شوند و بخور بخور تا آخر عمر...

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

سانسور شوشول گوسفند توسط خبرگزاری مهر!!

نامه ای به خدا در موزه گلستان...!

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام " نظرعلی طالقانی " است که در زمان ناصرالدین شاه، طلبه ای از نوع فقیر (!) در مدرسه مروی تهران بود! او آنقدر فقیر بود که شبها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت و از باقیمانده غذاهای آنها چیزی برای خوردن پیدا می کرد!!
یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد!!
نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان " نامه ای به خدا " نگهداری می شود! مضمون این نامه از این قرار است...


نظرعلی بعد از نوشتن نامه، با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟! با خود می گوید مسجد خانه ی خداست، پس بهتر است داخل مسجد بگذارمش!
سپس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می رود و نامه را در مسجد و در یک سوراخ پنهان می کند و با خودش می گوید:
حتما خدا پیداش می کنه...!
او نامه را پنجشنبه در مسجد می گذارد؛ صبح جمعه ناصرالدین شاه به همراه سایر درباری ها عازم شکار بود. کاروان شاه ازجلوی مسجد می گذشت و از آنجا که به قول پروین اعتصامی...
        نقش هستی نقشی از ایوان ماست                آب و باد و خاک سرگردان ماست
ناگهان به اذن خدا یک باد تندی شروع به وزیدن می کند و نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازد! ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد...
شاه یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند! وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:
نامه ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند! پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی، یک به یک اجرا شود...!

قفل ماشین به سبک ایرانی...!

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

یک معارفه جالب و آموزنده...!

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد؛ زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد!
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش داد، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت:
مادمازل؛ من لئون تولستوی هستم...!
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت:
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟!
تولستوی در جواب گفت:
شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید...!!!

پرسپولیس یا گی پولیس؟!!

فارسی 1 چه می گوید؟!


با آغاز به کار شبکه فارسی زبان فارسی 1 (Farsi1) در مرداد 1388 موج جدیدی از تهاجم فرهنگی ایران را فرا گرفت که به راحتی می توانست افراد خانواده را از کا روزمره باز داشته و یا حتی مرد خانه را به بهانه ی تماشای سریال " ویکتوریا " زودتر به خانه بکشاند!
با کنار گذاشتن صاحب این شبکه و دیدگاه هایش و هدفش از راه اندازی این شبکه، آنچه حائز اهمیت است محتوای سریال های این شبکه می باشد!
آنچه که آشکارا در تمامی فیلم های این شبکه مشهود می باشد، روابط نامشروع و بی بند و باری و خشونت است و در تمامی فیلم هایی که تا کنون پخش شده (و پس از این نیز پخش خواهد شد) بر رابطه زن و مرد متاهل با زن و مرد دیگری، اشکال وارد نیست و این مساله جزیی از عرف جامعه آنها محسوب می شود!!
اساس (Base) سریال های این شبکه که عمده ی آنها کره ای، کلمبیایی و آمریکایی هستند، بر بی دینی، روابط آزاد جنسی، خیانت، شرابخواری و سقط جنین استوار است!
این شبکه عملا با هدف نابود سازی بنیان خانواده راه اندازی شده و در این راستا از هیچ ابزاری فروگذار نمی کند! هر چند بیان می شود که فیلم ها سانسور شده است و به پشتوانه ی همین حرف، اعضای خانواده در کنار هم و در هر سنی بیننده ی آن هستند، اما جدا از نحوه ی پوشش، مضمون حرفها و نوع حرکات و نشان دادن ارتباط تا مرحله ای خاص، باعث می شود مخاطبین و بخصوص کودکان و نوجوانان گرفتار خیال پردازی ذهنی جنسی شوند که آثار بسیار مخربی دارد...!
در چنین حالتی فرد عملا با نامحرم ارتباط ندارد، اما انرژی وی پیش از هیجان، تخلیه شده و دز بالاتری از هیجان شکل می گیرد و به تدریج انرژی تخلیه و هیجان افزایش می یابد تا در نهایت غیر قابل کنترل شده و طغیان می کند! و در اینجاست که عشق جای خود را به خیانت، بنیان خانواده جای خود را به روابط آزاد جنسی و تعهد مداری جای خود را به بی تعهدی و بی بند و باری می دهد!

اکنون به دو سریال اخیر فارسی 1 می پردازیم؛

1 - در جستجوی پدر سریالی کلمبیایی است که اوج روابط نامشروع را به نمایش گذاشته است، اما چنان مخاطب را سرگرم یافتن پاسخی به این سوال که " پدر من کیست؟! " کرده است که از مخاطرات آن غافل مانده اند! تمامی خانواده های این فیلم از روابط نامشروع بوجود آمده اند و این خود بزرگترین پارادوکس داستان است!!
خانواده (!)، روابط آزاد جنسی (!)؛ اگر خانواده اند، روابط نامشروع چرا؟! و اگر روابط آزاد جنسی دارند پس تشکیل خانواده چرا؟!
نکته همین جاست! زیرا این فیلم به بیننده القاء می کند که اصلا نگران روابط آزاد جنسی نباشد و لزومی ندارد خود را در قید و بند خانواده محصور کند!! در ضمن اگر در این میان به بارداری برخوردید دو راه حل پیش روی شماست... اول، سقط جنین و دوم، تشکیل خانواده (صوری) و باز روابط آزاد و باز...!
جالبترین بخش این سریال آن است که احدی از ارتباط جنسی با دیگری ابایی ندارد و پیامی را به مخاطب القاء می کنند؛ مانند این که حتما باید پیش از ازدواج رابطه جنسی را تجربه کرده باشید، در غیر اینصورت با مشکلی اساسی مواجه خواهید شد! پیام هایی در تضاد با فرهنگ عرفی و ایرانی ما...
در جایی از فیلم، دختری پانزده ساله که توسط دوست پسرش مورد ... قرار گرفته است، که با مادرش زندگی می کند و آرزو دارد پدرش زنده بود و از وی حمایت می کرد، ناگهان مادر واقعی اش پیدا شده و فاش می کند که مردی که مرده، پدر واقعی او نبوده و وی حاصل رابطه نامشروع با مرد دیگری است و از سوی دیگر حکایت زندگی صاحب کافه ای را حکایت می کند که در گذشته ثروتمند بوده و زن و سه فرزند داشته و در دوران جوانی با دختری هجده ساله رابطه برقرار کرده و زمانی که این جریان فاش می شود از سوی خانواده اش طرد شده و به مشروبات الکلی روی می آورد و سپس با زنی که یک پسر دارد رابطه برقرار می کند و...
در واقع این فیلم سراسر فحشا و خیانت است که پیکان هایی شده و به کانون خانواده های ایرانی اصابت می کنند تا آن را مثله کنند...!

2 - سفری دیگر؛ این فیلم که در واقع " فرصتی دیگر " نام دارد، محصول آمریکا می باشد؛ البته بهتر بود اسم آن را " یک مرد و هزار زن " می گذاشتند، زیرا در پس خیانت هایی که در این فیلم زنها به مردهایشان می کنند، همگی با یک مرد (نقش اول داستان، سالوادور" Salvador ") ارتباط و رابطه ی جنسی دارند!!
از دختر 21 ساله تا پیرزنی 68 ساله، همگی مجذوب این مرد هستند و ایجاد رابطه جنسی با وی را نوعی برد می دانند؛ تا جایی که یکی از این زنها که با همدستی یک مرد، همسر مسن و ثروتمند خود را به قتل رسانده و با هم ازدواج کرده بودند اینک قصد دارد به خاطر " سالوادور " همسر دومش را نیز به قتل برساند!
در این فیلم به روح و آخرت اعتقادی ندارند و رویت بدن عریان زن برای پسران نوجوان نوعی آگاهی و آشنایی و مفید محسوب می شود و پدر روحانی داستان به کتاب آسمانی اعتقادی ندارد و از طریق قتل با داروهای تدریجی به راحتی می توان از شر همسر اول خلاص شده و به سراغ مرد دیگری رفت!!
مشاهده می کنید که باز هم خیانت و روابط نامشروع، سر تا سر این سریال را نیز در بر گرفته است...

پاورقی:
اینها فقط دو نمونه از سریال های این شبکه است در حالیکه فیلم های دیگری مانند " ویکتوریا "، " خواهر دوست داشتنی من "، " همسایه ها "، " همسر من بی نظیر است " و... که از این شبکه پخش شده اند همگی در روابط آزاد جنسی، ریشه کن کردن بنیان خانواده، سقط جنین و خشونت مشترکند و افکار بینندگان همچون کیسه بوکسی مورد هجوم مشتهای پیامهای منفی پی در پی این فیلم ها قرار گرفته است!

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

آب انار استریلیزه، بدون دخالت دست...!!!

عاشق و معشوقی که 15 قرن دست در دست هم داشتند...!

باستان شناسان ایتالیایی موفق به کشف اسکلت زوجی شدند که حدود یک هزار و 500 سال پیش دفن شده اند، اما هنوز هم دستهای یکدیگر را در دست می فشارند!!
بقایای باقیمانده از اسکلت یک زوج از دوران روم باستان نشان می دهد این زن و مرد یک هزار و 500 سال دستهای یکدیگر را گرفته اند!
باستان شناسان ایتالیایی معتقدند این زوج به طور همزمان بین قرن 5 و 6 پس از میلاد در شمال مرکزی ایتالیا به خاک سپرده شده اند. یک حلقه برنزی در انگشتان زن دیده می شود و به نظر می رسد که این زن در حال نگاه کردن به مرد است...!



باستان شناسان معتقدند این دو هنگام دفن شدن به صورت یکدیگر خیره شده بودند! وضعیت ستون مهره مرد نشان می دهد سر وی پس از مرگ به سمت دیگری چرخیده است!
این دو اسکلت توسط باستان شناسان دانشگاه بولونیا در ایتالیا مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد تا سن، نسبت و همچنین علت مرگ آنها مشخص شود...

هشدار برای صغرا 11

جاوا اسكریپت

كد موزیك بی کلام

كد موزیك بی کلام