۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه
۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه
انشاء؛ فواید گاو را بنویسید!!
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت می کشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم!
اکنون قلم به دست می گیرم و انشای خود را آغاز می کنم...
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد! من دیشب خیلی در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست! بلکه گاو است!!
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم!! ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد...!
مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست می کنند!
هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست! همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن بگیرد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد!
وقتی گاوی که پدر خانواده است می خواهد دخترش را شوهر دهد، نگران جهیزیه اش نیست!
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند؛ مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن، پاچه خواری کند!!
گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری آنها بروند!
از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمی گوید که فعلا قصد ازدواج ندارد و می خواهد ادامه تحصیل دهد! تازه وقتی هم که عروسی می کنند این همه برو بیا، بعله برون، خواستگاری، مهریه، نامزدی، زیر لفظی، حنا بندان، عروسی، پاتختی، روتختی، زیرتختی، ماه عسل، ماه زهرمار، طلاق و طلاق کشی و... ندارند!!
گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند؛ آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند...! شاعر در این باره می گوید:
اکنون قلم به دست می گیرم و انشای خود را آغاز می کنم...
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد! من دیشب خیلی در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست! بلکه گاو است!!
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم!! ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد...!
مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست می کنند!
هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست! همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن بگیرد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد!
وقتی گاوی که پدر خانواده است می خواهد دخترش را شوهر دهد، نگران جهیزیه اش نیست!
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند؛ مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن، پاچه خواری کند!!
گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری آنها بروند!
از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمی گوید که فعلا قصد ازدواج ندارد و می خواهد ادامه تحصیل دهد! تازه وقتی هم که عروسی می کنند این همه برو بیا، بعله برون، خواستگاری، مهریه، نامزدی، زیر لفظی، حنا بندان، عروسی، پاتختی، روتختی، زیرتختی، ماه عسل، ماه زهرمار، طلاق و طلاق کشی و... ندارند!!
گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند؛ آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند...! شاعر در این باره می گوید:
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیستسیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست! نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند! گاوها آنقدر عاقلند که می دانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند!!
گاوها برای کارکردن نیازی به پارتی ندارند!
گاوها بخاطر چشم و هم چشمی، دماغشان را عمل نمی کنند! شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟! شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟!
گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند! شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟! گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟! آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند!
گاوها بخاطر چشم و هم چشمی، دماغشان را عمل نمی کنند! شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟! شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟!
گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند! شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟! گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟! آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند!
گاوهای نر بصورت گله ای به یک گاو ماده تجاوز نمی کنند!! بلکه هر گاو نر با یک گاو ماده جفت گیری می کند!
ما از شیر، گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده می کنیم...! آقای عبدالپناه معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها (که البته زشت است) استفاده می شود!!
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟!
آیا دیده اید گاوی زیرآب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟!
تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟!
آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟! و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر... آخر تو هم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها...!
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 15 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد!! گاوها اصلا ایران خودرو ندارند!!
هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند؛ البته شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
ما از شیر، گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده می کنیم...! آقای عبدالپناه معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها (که البته زشت است) استفاده می شود!!
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟!
آیا دیده اید گاوی زیرآب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟!
تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟!
آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟! و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر... آخر تو هم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها...!
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 15 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد!! گاوها اصلا ایران خودرو ندارند!!
هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند؛ البته شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم دیگه قلبم رو از تو پس می گیرم
دیده اید گاو نری به خاطر به دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:
عاشقت هستم؟! سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟!
دیده اید گاو پدری، دخترش را کتک بزند؟!
گاوها در جامعه شان فقر ندارند...!
گاوها اختلاف طبقاتی ندارند...!
دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمی کنند!!
آنها شرمنده زن و بچه شان نمی شوند و رویشان را با سیلی سرخ نگه نمی دارند...
هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمی خورد...!
هیچ گاوی غمباد نمی گیرد...
هیچ گاوی رشوه نمی گیرد!
هیچ گاوی 3000 میلیارد تومان اختلاس نمی کند!!
هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی ریزد!
هیچ گاوی خیانت نمی کند!
هیچ گاوی دل گاو دیگری را نمی شکند!
هیچ گاوی دروغ نمی گوید!
هیچ گاوی آنقدر علف نمی خورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک چهار لیتری عرق سگی سامانسر بخورد و بعدش با BMW 740i راه بیافتد توی کوچه و خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد!
هیچ گاوی همجنس بازی نمی کند... آخر گاوی گاو دیگر را برای جفت گیری با جنس مخالف نهی نمی کند!!
هیچ گاوی گاو دیگر را نمی کشد...
هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء می خورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند!!
لباس ما از گاو است، غذایمان از گاو، شیر و پنیر و کره و خامه و... همه از گاو است!
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...!
با تمام این اوصاف هیچ گاوی نگفت " من " گفت " ما "
عاشقت هستم؟! سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟!
دیده اید گاو پدری، دخترش را کتک بزند؟!
گاوها در جامعه شان فقر ندارند...!
گاوها اختلاف طبقاتی ندارند...!
دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمی کنند!!
آنها شرمنده زن و بچه شان نمی شوند و رویشان را با سیلی سرخ نگه نمی دارند...
هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمی خورد...!
هیچ گاوی غمباد نمی گیرد...
هیچ گاوی رشوه نمی گیرد!
هیچ گاوی 3000 میلیارد تومان اختلاس نمی کند!!
هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی ریزد!
هیچ گاوی خیانت نمی کند!
هیچ گاوی دل گاو دیگری را نمی شکند!
هیچ گاوی دروغ نمی گوید!
هیچ گاوی آنقدر علف نمی خورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک چهار لیتری عرق سگی سامانسر بخورد و بعدش با BMW 740i راه بیافتد توی کوچه و خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد!
هیچ گاوی همجنس بازی نمی کند... آخر گاوی گاو دیگر را برای جفت گیری با جنس مخالف نهی نمی کند!!
هیچ گاوی گاو دیگر را نمی کشد...
هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء می خورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند!!
لباس ما از گاو است، غذایمان از گاو، شیر و پنیر و کره و خامه و... همه از گاو است!
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...!
با تمام این اوصاف هیچ گاوی نگفت " من " گفت " ما "
گروه 99
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود و خود نیز علت را نمی دانست!
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد؛ هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید! به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد! پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید:
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد؛ هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید! به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد! پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید:
چرا اینقدر شاد هستی؟!
آشپز جواب داد:
قربان؛ من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم! ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم؛ بدین سبب من راضی و خوشحال هستم...!
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد؛ نخست وزیر به پادشاه گفت:
قربان؛ این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوش بینی است!
پادشاه با تعجب پرسید:
گروه 99 چیست؟!
نخست وزیر پاسخ داد:
اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست باید این کار را انجام دهید!
یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل درب خانه آشپز بگذارید؛ به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!
پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل درب خانه آشپز قرار دهند!
آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و در مقابل درب، کیسه را دید! با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد...!
با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت!
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد... 99 سکه؟! آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است! بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعا 99 سکه بود!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد...! اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند!!
تا دیروقت کار کرد... به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!
آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند...! او فقط تا حد توان کار می کرد!!
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید!!
نخست وزیر پاسخ داد:
قربان؛ حالا این آشپز رسما به عضویت گروه 99 درآمد!!
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند... آنان زیاد دارند اما راضی نیستند...!!!
۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه
روشنگری در مورد خبر « بوگاتی یک آقازاده! »
در چند روز اخیر خبری تحت عنوان " بوگاتی چند میلیارد تومانی یک آقازاده در خیابان های تهران " را وبلاگها و متعاقب آن برخی وبسایت های خبری رسمی کار کرده اند که با اشاره به عکس فوق مدعی شده اند که اتومبیل مذکور در خیابان های تهران رویت شده و متعلق به یکی از آقازاده های حکومتی است!
وجود فساد گسترده در نزد آقاان حکومت مستقر در کشورمان امری است که برای فهمش امروزه نیازی به دانستن علم اقتصاد و داشتن تخصص خاصی ندارد! در واقع این آش آنقدر شور شده است که خود آقایان را هم در رقابت از جا نمادن از این سفره پهن شده به داد و فغان در می آورد!!
اما نکته ای که باعث شد دست به نوشتن این یادداشت بزنم این است که به سبب علاقه چندین ساله ام به دنیای خودرو و حواشی و مسائل مربوطه به آن و نیز پیگیری های مطالب مربوط به فناوری دنیای خودرو از طریق مقالات و مطالب وبسایت های معتبر کمپانی های خودروسازی بزرگ دنیا و همینطور دوستان مطلعی که از این بابت دارم اطلاع موثق دارم این خبر کذب محض است! حال چه اهدافی پشت انتشار گسترده آن نهفته، امری است که قطعا بعدها مشخص خواهد شد، ولیکن ضرورت اطلاع رسانی درست و شفاف و اعتقاد و اطمینانم به شعور بالای بازدیدکنندگان عمدتا فرهیخته کوجه لوتکا باعث شد نخستین بار اطلاعاتم از این خودرو را در اختیار دوستان عزیزم بگذارم.
تصویر که در بالا آمده است در حقیقت تصویر دستکاری شده ای می باشد که از یک فروم عربی برداشته شده است و عکاس آن شخصی است به اسم « محمد السلیمانی ».
وجود فساد گسترده در نزد آقاان حکومت مستقر در کشورمان امری است که برای فهمش امروزه نیازی به دانستن علم اقتصاد و داشتن تخصص خاصی ندارد! در واقع این آش آنقدر شور شده است که خود آقایان را هم در رقابت از جا نمادن از این سفره پهن شده به داد و فغان در می آورد!!
اما نکته ای که باعث شد دست به نوشتن این یادداشت بزنم این است که به سبب علاقه چندین ساله ام به دنیای خودرو و حواشی و مسائل مربوطه به آن و نیز پیگیری های مطالب مربوط به فناوری دنیای خودرو از طریق مقالات و مطالب وبسایت های معتبر کمپانی های خودروسازی بزرگ دنیا و همینطور دوستان مطلعی که از این بابت دارم اطلاع موثق دارم این خبر کذب محض است! حال چه اهدافی پشت انتشار گسترده آن نهفته، امری است که قطعا بعدها مشخص خواهد شد، ولیکن ضرورت اطلاع رسانی درست و شفاف و اعتقاد و اطمینانم به شعور بالای بازدیدکنندگان عمدتا فرهیخته کوجه لوتکا باعث شد نخستین بار اطلاعاتم از این خودرو را در اختیار دوستان عزیزم بگذارم.
تصویر که در بالا آمده است در حقیقت تصویر دستکاری شده ای می باشد که از یک فروم عربی برداشته شده است و عکاس آن شخصی است به اسم « محمد السلیمانی ».
چنانچه در پایین مشاهده می کنید تصویر بالا در حقیقت یکی از تصاویر دستکاری شده عکاس یاد شده می باشد به گونه ای که شماره پلاک آن از عربی به ایرانی برگردانده شده است!!
سوای اینکه شخصی چه آقازاده و چه یک شخص غیر وابسته بتواند در ایران مالک چنین خودرویی با پلاک ایرانی باشد، دلایل عدیده حقوقی و فنی دیگری هم برای اثبات غیر واقع بودن این خبر وجود دارد که در صورت لزوم متعاقبا اشاره خواهم کرد!
به خاطر خودم...!
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد و چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد!!
پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید...
رهگذران از ترس واگیر داشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند!
شیوانا از آن جاده عبور می کرد و به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به مدرسه ببرد و درمانش کند...!
یکی از رهگذران به طعنه به شیوانا گفت:
این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک! نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود! حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است؛ تو برای چه به او کمک می کنی؟!
شیوانا به رهگذر گفت:
من به او کمک نمی کنم! من دارم به خودم کمک می کنم...!
اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم؟!
من دارم به خودم کمک می کنم...
پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید...
رهگذران از ترس واگیر داشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند!
شیوانا از آن جاده عبور می کرد و به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به مدرسه ببرد و درمانش کند...!
یکی از رهگذران به طعنه به شیوانا گفت:
این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک! نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود! حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است؛ تو برای چه به او کمک می کنی؟!
شیوانا به رهگذر گفت:
من به او کمک نمی کنم! من دارم به خودم کمک می کنم...!
اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم؟!
من دارم به خودم کمک می کنم...
اکالیپتوس رنگین کمان!
شاید این درخت به نظر شما درختی غیر معمول به نظر بیاید و فکر کنید که نقاشی شده است! اما در واقع مادر طبیعت آن را بدین گونه نقاشی کرده است!
اکالیپتوس رنگین کمان تنها نوع اکالیپتوس است که پوست رنگی دارد و در نیمکره شمالی (اکثرا در فیلیپین و گینه جدید) رشد می کند و ارتفاع آن تا 70 متر می رسد...
اکالیپتوس رنگین کمان تنها نوع اکالیپتوس است که پوست رنگی دارد و در نیمکره شمالی (اکثرا در فیلیپین و گینه جدید) رشد می کند و ارتفاع آن تا 70 متر می رسد...
به واقع خدای من چه زیباست...
اشتراک در:
پستها (Atom)