۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

سکس تو چطور بود؟!!

دو تا خانم سر کار مشغول صحبت کردن بودند...
خانم شماره ۱ :

دیشب با شوهرت سکس کردی؟! چطور بود؟!
خانم شماره ۲ :
آره؛ ولی‌ خیلی‌ بد بود!
خانم شماره ۱ :
چرا؟!
خانم شماره ۲ :
چون که شوهرم اومد خونه، شامش که تموم شد من رو برد توی اتاق خواب و تو پنج دقیقه با من سکس داشت! وقتی همکارش تموم شد، رفت اون ور تخت دراز کشید و توی سه دقیقه خوابش برد!
تو چی؟! دیشب سکس کردی یا نه؟! سکس تو چطور بود؟!
خانم شماره ۱ :
سکس ما عالی‌ بود! خیلی‌ رمانتیک بود!! شوهرم اومد خونه، من رو به یک رستوران برد، بعدش از رستوران یک ساعت تا خونه پیاده اومدیم؛ وقتی‌ رسیدیم خونه، شوهرم یک تعداد زیادی شمع روشن کرد... بعدش رفتیم تو رختخواب یک ساعت با همدیگه ور رفتیم و سکس خیلی‌ رویایی داشتیم و بعدش یک ساعت با همدیگر صحبت کردیم و بعدش گرفتیم خوابیدیم...
در همین حال دو تا شوهرها در دفتر خودشان مشغول صحبت کردن بودند...
شوهر شماره ۱ :

تو دیشب قصد داشتی با زنت سکس کنی؛ چطور بود؟!
شوهر شماره ۲ :
عالی‌ بود! وقتی‌ رسیدم خونه، شام روی میز آماده بود...! بعد از شام زنم رو بردم توی اتاق خواب و باهاش خیلی سریع سکس کردم و بعد از سه دقیقه خوابم برد!
تو چی؟! دیشب با زنت سکس کردی؟!
شوهر شماره ۱ :
آره؛ ولی‌ شب خیلی‌ بدی داشتم! اومدم خونه، دیدم از شام خبری نیست!! چون که این ماه پول برق رو ندادیم، مجبور شدم زنم رو به یک رستوران ببرم؛ رستوران اونقدر گرون بود که پول تاکسی نداشتیم که برگردیم و مجبور شدیم که یک ساعت تا خونه پیاده بیاییم! بعد که رسیدیم خونه، یادم افتاد که برق نداریم و مجبور شدم یک تعداد زیادی شمع روشن کنم!! بعد رفتیم تو اتاق خواب که سکس داشته باشیم... ولی‌ اونقدر عصبانی‌ بودم که یک ساعت طول کشید که بتونم سکس کنم و بعد یک ساعت طول کشید که کارم تموم بشه!! بعدش هم بخاطر عصبانیت زیاد خوابم نبرد و مجبور شدم که یک ساعت هم به چرت و پرت های زنم گوش بدم...!!!

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

دوست داشتنی ترین استاد...

مدارک لازم جهت خرید بلیت هواپیمایی جمهوری اسلامی...!!!

۱- امضای تاییدیه وزارت کشور برای تعیین منطقه جغرافیایی برخورد با زمین!
۲- ارائه تلفن اضطراری، جهت اعلام سقوط به اقوام به ترتیب اولویت!
۳- کپی وصیت نامه محضری به همراه رضایت نامه امضا شده!
۴- فیش بانکی مربوط به غسل میت با آب غیریارانه ای!
۵- فیش بانکی هزینه امتحان شفاهی شهادتین!
۶- مبلغ ۲۰۰ هزار تومان بابت قطع درختان محل سقوط به حساب شهرداری محل!
۷- فیش بانکی به مبلغ ۵۰ هزار تومان بابت عوارض خروج از جهان هستی!
۸- فیش بانکی به مبلغ ۱۲۰۰ هزار تومان بابت پخش تسلیت از رسانه ملی قبل از سریال امپراتور بادها و برنامه نود!
۹- امضای فرم رضایتنامه از سیستم ناوبری هواپیما و شکایتنامه از قصور و بی تجربگی خلبان مرحوم!

ایول زر ماکارون!!

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

شهر بدون مرد...

شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شكل ماه هر چی مرده
قربون اون مردای دل شكسته
قربون اون دستای پینه بسته
مردای ده، مردای كاه و گندم
مردای ده، مردای خوان هشتم
مردای پشت كوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
مردای سوخته زیر هرم آفتاب
مردای ناب و كم نظیر و كمیاب
كیسه چپق ها به پر شالشون
لشگر بچه ها به دنبالشون
بیل و كلنگشون همیشه براق
قلیونشون به راه، دماغشون چاق
صبح سحر پا میشن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چار تای رستمن به قد و قامت
هیكلشون توپ، تنشون سلامت
نبوده غیر گرده گلاشون
غبار اگر نشسته رو كلاشون
كلامشون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشقشون بی ریا
مردای نازدار مرد شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن
مردای اخم و طعنه بی دلیل
مردای سرشكسته زن ذلیل
مردای دكترای حل جدول
مردای نق نقوی لوس تنبل
لعنت و نفرین می كنن به جاده
اگه بِرن چار تا قدم پیاده
مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعتم اضافه كاری
توی رگاشون می كشه تنوره
تری گلیسیرید و قند و اوره
انگار آتیش گرفته ترمه هاشون
همیشه تو همه سگرمه هاشون
به زیردست ترشی و عبوسی
به منشی اداره چاپلوسی
برای جستن از مظان شک ها
دائره المعارف كلک ها
بچه به دنیا میارن با نذور
اغلبشون یه دونه، اون ‌هم به زور
پیش هم از عاطفه دم می زنن
پشت سر اما واسه هم می زنن
اینجا مهم فقط مقام و پسته
مردای شهری كارشون درسته

طرح جدید مرغ فروشی برای تحریک مردم به خرید مرغ...!!!

موضوع انشا؛ توافت های ایران و خارج...!!!

پدرم همیشه می گوید " این خارجی ها که الکی خارجی نشده اند! خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده اند! "
البته من هم می خواهم درسم را بخوانم، پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم!
ایران با خارج خیلی فرغ دارد! خارج خیلی بزرگتر است! من خیلی چیزها راجب به خارج می دانم...! تازه، دایی دخترعمه ی پسر همسایه مان در آمریکا زندگی می کند؛ برای همین هم پسر همسایه مان آمریکا را مثل کف دستش می شناسد!
او می‌گوید " در خارج آدمهای قوی کشور را اداره می کنند! " مثلن همین " آرنولد " که رعیس کالیفرنیا شده است!!
ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم...!
البته آن قسمتهای بی تربیتی فیلم را ندیدیم، اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است! بازو دارد این هوا...! اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود!!
خارجی ها خیلی پرزور هستند و همه شان بادی میل دینگ کار می کنند! همین برج هایی که دارند، نشان می دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده اند!!
ما اصلن ماهواره نداریم! اگر هم داشته باشیم فقط برنامه های علمی آن را نگاه می کنیم!
تازه من کانال های ناجورش را قلف کرده ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند!!
این آمریکایی ها بر خلاف ما، آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می کنند و بوس می کنند...! اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می نشینند و شبها هم زنها با مانتو و روسری و مردها هم با کت و شلوار می خوابند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود!!
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی شود و نخبه های علمی کشور مجبور می شوند فرار مغزها کنند! اما در خارج کفش می شوند! مثلن این " بیل گیتس " با اینکه اسم کوچکش نشان می دهد که از یک خانواده ی کارگری روستائی بوده است اما تا می فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می دهند و او هم برق را اختراع می کند!!
پسر همسایه مان می گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم!
من شنیده ام در خارج دموکراسی است! ولی ما نداریم!! اگر اینجا هم دموکراسی می شد چقدر خوب می شد! آن وقت " محمدرضا گلذار " رعیس جمهور می شد و " مهناز افشار " هم معاون اولش می شد!!
شاید " آمیتا پاچان " و " شاهرخ خان " را هم دعوت می کردیم تا وزیر بشوند!! خیلی خوب می شد!
ولی سد افصوث و دریق که نمی شود...!
از نظر فرهنگی، ما ایرانی ها خیلی بی جمبه هستیم! ما خیلی تمبل و تن پرور هستیم و حتی هفته ای یک روز را هم کلا تعطیل کرده ایم!!
شاید شما ندانید، اما من خودم دیشب از پسر همسایه مان شنیدم که در خارج، جمعه ها تعطیل نیست!! وقتی شنیدم، نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم! اما حرفهای پسر همسایه مان از بی بی سی هم مهمتر است!!
ما ایرانی ها ضاتن آی کیون پایینی داریم!! مثلن پدرم همیشه به من می گوید " تو به خر گفته ای زکی!! "
ولی خارجی ها تیزهوشان هستند! پسر همسایه مان می گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند!! حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند! ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله ی ساده مثل " I lav u " بنویسند!!
واقعن جای تعسف دارد!
این بود انشای من...!!!

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

سنگدل ترین انسان روی زمین...!

بازگشت قاطر و گاوآهن به کشاورزی ایران!!

جنبه های منفی اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، به تدریج در بخشهای مختلف تولیدی و خدماتی ایران هم آشکار می شود.
در مناطقی از ایران، افزایش هزینه سوخت تراکتورها و سایر ماشینهای کشاورزی سبب شده است که کشاورزان آنها را رها کنند و برای شخم زدن مزارع خود، بار دیگر به گاوآهن و قاطر و الاغ متوسل شوند!
بازگشت بخشی از کشاورزان ایران به وسایل قدیم شخم زنی مثل گاوآهن و قاطر یا الاغ، در شرایطی اتفاق می‌افتد که ما می خواهیم به سمت پیشرفت و توسعه گام برداریم و استفاده از تکنولوژی ها را سرلوحه قرار دهیم!
یقینا این عقب گرد به هیچ وجه قابل پذیرش نیست...!

انجام وظيفه يا بيگاری؟!!

يک روز كله سحر تيمسار مياد پادگان به اولين نفری كه می رسه، داد می زنه:
سرگرد! من ديشب زنم رو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاری؟!
سرگرده جفت می كنه، با خودش ميگه باز اين می خواد يک چيزی از دهن ما بكشه بيرون، بدبختمون كنه!
خلاصه، با تته پته ميگه:
چه‌ عرض كنم قربان!
تيمساره شاكی ميشه، ميگه:
خاک بر سر احمقت كنند!
ميره يه كم جلوتر، يک گروهبانه رو می بينه؛ باز همون سوال رو می پرسه! گروهبان بدبخت هم يه كم من و من می كنه، چيزی نميگه و فحشش رو می خوره!
تيمسار شاكی تر ميشه، ميره يه كم جلوتر می بينه يک سرباز صفر داره جارو می كشه؛ ميره جلو، ميگه:
سرباز! من ديشب خانم رو كردم! انجام وظيفه بوده يا بيگاری؟!
سربازه خيلی مطمئن ميگه:
انجام وظيفه بوده قربان!!
تيمساره كف می كنه، ميگه:
واسه چی انجام وظيفه؟!
سربازه ميگه:
آخه اگه بيگاری بود، می داديد ما بكنيم...!!!

جاوا اسكریپت

كد موزیك بی کلام

كد موزیك بی کلام