۱۳۹۱ بهمن ۱۹, پنجشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سهشنبه
تقوای عملی در بلاد كفر!!
در سوئد همه افرادی که در پست های دولتی به کار گمارده می شوند باید از هر گونه خطایی، چه در گذشته و چه در زمانی که مشغول خدمت هستند، پاک باشند!
در انتخابات پارلمانی سوئد در سال ۲۰۰۶ ائتلافی از احزاب دست راستی با به دست آوردن ۱۷۸ کرسی نمایندگی، اکثریت کرسی های مجلس را نصیب خود کرد و دولت تشکیل داد.
چندی بعد نخست وزیر به تدریج وزرای کابینه اش را معرفی کرد و خانم " ماریا بورلیوس " به عنوان وزیر بازرگانی معرفی شد!
روز بعد دختری به یکی از روزنامه ها اطلاع داد این خانم چند سال پیش او را به مدت یک ماه برای نگهداری از بچه اش استخدام کرده بود بدون اینکه موضوع را به اداره مالیات گزارش داده باشد!!
در سوئد هر گاه کسی فردی را به کاری بگمارد باید آن را به اطلاع اداره مالیات برساند و به عنوان کارفرما مالیات و هزینه بیمه آن فرد را بپردازد؛ هر کس کار می کند باید در زمان انجام کار بیمه باشد تا اگر اتفاقی حین کار بیفتد بیمه بتواند نیازهای آن فرد را پوشش دهد.
بورلیوس به عنوان کارفرما باید استخدام آن دختر را به اداره مالیات اطلاع می داد و علاوه بر حقوق دختر، هزینه کارفرما را نیز به اداره مالیات می پرداخت؛ بورلیوس به اداره مالیات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود!
وقتی این مساله فاش شد، وی از طریق تلویزیون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام این کار خلاف که سالها پیش اتفاق افتاده بود، وضع مالی خانواده آنها چندان خوب نبوده است!
روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که مانند سایر مردم بدون هیچ محدودیتی حق تحقیق و گزارش دارند (دقیقا همانند کشور آزادمان ایران!!) دست به کار شدند و پرونده مالی خانم وزیر را طی سالهای گذشته مورد بررسی قرار دادند!
حال شاید این سوال در ذهنتان نقش بسته باشد که چطور همه شهروندان در سوئد می توانند اطلاعات مالی افراد دیگر را مطالعه کنند؟!
برای این کار کافی است به سالن کامپیوتر اداره مالیات مراجعه کنند و با وارد کردن نام یا شماره شخصی افراد در رایانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار مالیات پرداختی توسط هر فرد را به دست آورند!
پس از برملا شدن کار خلاف این خانم وزیر، شهروندی به نام " ماگنوس " فورا در وبلاگ خود نشان داد که این خانم دروغ می گوید (یک جنایت وحشتناک!!) و درآمد آنها در سالی که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالای یک میلیون کرون یعنی خیلی بیشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدی بوده است!!
دو روز بعد نخست وزیر سوئد اعلام کرد خانم بورلیوس از کار خود کناره گیری کرده است؛ بورلیوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها « خانم بورلیوس از سوئد فرار کرد!! »
او خانه و زندگی اش را در مدت کوتاهی فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمی که به آنها دروغ گفته بود نیافتد...!!!
در انتخابات پارلمانی سوئد در سال ۲۰۰۶ ائتلافی از احزاب دست راستی با به دست آوردن ۱۷۸ کرسی نمایندگی، اکثریت کرسی های مجلس را نصیب خود کرد و دولت تشکیل داد.
چندی بعد نخست وزیر به تدریج وزرای کابینه اش را معرفی کرد و خانم " ماریا بورلیوس " به عنوان وزیر بازرگانی معرفی شد!
روز بعد دختری به یکی از روزنامه ها اطلاع داد این خانم چند سال پیش او را به مدت یک ماه برای نگهداری از بچه اش استخدام کرده بود بدون اینکه موضوع را به اداره مالیات گزارش داده باشد!!
در سوئد هر گاه کسی فردی را به کاری بگمارد باید آن را به اطلاع اداره مالیات برساند و به عنوان کارفرما مالیات و هزینه بیمه آن فرد را بپردازد؛ هر کس کار می کند باید در زمان انجام کار بیمه باشد تا اگر اتفاقی حین کار بیفتد بیمه بتواند نیازهای آن فرد را پوشش دهد.
بورلیوس به عنوان کارفرما باید استخدام آن دختر را به اداره مالیات اطلاع می داد و علاوه بر حقوق دختر، هزینه کارفرما را نیز به اداره مالیات می پرداخت؛ بورلیوس به اداره مالیات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود!
وقتی این مساله فاش شد، وی از طریق تلویزیون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام این کار خلاف که سالها پیش اتفاق افتاده بود، وضع مالی خانواده آنها چندان خوب نبوده است!
روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که مانند سایر مردم بدون هیچ محدودیتی حق تحقیق و گزارش دارند (دقیقا همانند کشور آزادمان ایران!!) دست به کار شدند و پرونده مالی خانم وزیر را طی سالهای گذشته مورد بررسی قرار دادند!
حال شاید این سوال در ذهنتان نقش بسته باشد که چطور همه شهروندان در سوئد می توانند اطلاعات مالی افراد دیگر را مطالعه کنند؟!
برای این کار کافی است به سالن کامپیوتر اداره مالیات مراجعه کنند و با وارد کردن نام یا شماره شخصی افراد در رایانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار مالیات پرداختی توسط هر فرد را به دست آورند!
پس از برملا شدن کار خلاف این خانم وزیر، شهروندی به نام " ماگنوس " فورا در وبلاگ خود نشان داد که این خانم دروغ می گوید (یک جنایت وحشتناک!!) و درآمد آنها در سالی که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالای یک میلیون کرون یعنی خیلی بیشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدی بوده است!!
دو روز بعد نخست وزیر سوئد اعلام کرد خانم بورلیوس از کار خود کناره گیری کرده است؛ بورلیوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها « خانم بورلیوس از سوئد فرار کرد!! »
او خانه و زندگی اش را در مدت کوتاهی فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمی که به آنها دروغ گفته بود نیافتد...!!!
پانوشت: راستی! کسی از سرنوشت 3000 میلیارد تومان اطلاعی در دست دارد؟!!
۱۳۹۱ بهمن ۱۰, سهشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۶, جمعه
هدیه مدیر یک رستوران به زن باردار!
یک خانم باردار آمریکایی که ماههای آخر بارداری اش را سپری می کرد برای میل کردن یک وعده غذایی وارد یک رستوران شیک شد! او خسته و سنگین روی یکی از صندلی ها نشست و غذای خود را سفارش داد و بعد از خوردن غذا درخواست صورت حساب کرد؛ او روی فیش صورت حساب جمله ای دید که باعث تعجب و در عین حال خوشحالی اش شد...
این خانم باردار که نامش فاش نشده است می گوید:
این خانم باردار که نامش فاش نشده است می گوید:
وقتی صورت حساب را دیدم کمی جا خوردم اما هم دلگرم شدم و هم احساس خوبی به من دست داد از اینکه یک فرد غریبه برای من و شاد کردن من کاری انجام داده است!
روی فیش صورتحساب، به جای نام خریدار نوشته شده بود:
" مادر زیبا و خوش شانس آینده "
صاحب این رستوران که خود یک زن مهربان و خوش قلب است از دریافت پول غذا نیز خودداری کرده و به مادر باردار گفت این وعده غذایی هدیه رستوران ما به شما و فرزندتان است و امیدواریم از این غذا لذت برده باشید!
این مساله عکس العمل مثبت وسیع رسانه ای به همراه داشته است!
یک پزشک متخصص بارداری می گوید:
این مساله عکس العمل مثبت وسیع رسانه ای به همراه داشته است!
یک پزشک متخصص بارداری می گوید:
ماههای آخر بارداری، خانمها به دلیل سنگینی زیاد و اختلالات در خواب راحت و خستگی مداوم اکثرا دچار افسردگی می شوند و این بسیار مهم است که از سوی اطرافیان حمایت شده و مورد توجه قرار گیرند... این اتفاق، اگر چه ساده و پیش پا افتاده، تاثیر بسیار زیادی روی این خانم خواهد داشت...
این زن باردار می گوید:
به قدری تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفته و احساس خوشایندی را تجربه کرده است که تصمیم دارد نام صاحب رستوران را روی فرزندش که یک دختر است بگذارد...
واكنش مگس وقتی موفق ميشه از دست مگس كش فرار كنه!!
۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)







